نسیم کاکل مشکین کراست چون تو نگارشمیم سنبل پرچین کجاست مشک تتارشمیم خیزد از آهو ولی نه زین خوشترنسیم گل وزد اما چنین نه عنبر بار تقطیع: مفاعلین مفاعلین مفاعلین
قافیه: مقید مجرد
بحر: هزج مثمن سالم
صنعت: ترصیع
اگرچه نیست چو پروانه تاب شمع توامز من دریغ تو پروانه وصال مدارنمی شود دل تنگم ز دیدنت نومیدگرش بدیده مژگان همی نشانی خارفراق و داغ تو در خون دو نرگسم بنشانداگر غم تو بخون داردم نشان مگذار تقطیع: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلان
قافیه: مردف بردف
بحر: رجز مثمن مذال
صنعت: تجنیس تام
ضرورت است مرا خود شنیدن این نوبتکه تازه دل شد از آن بوی مشک چین گلزارلبالب است زجان آن دهان و مسکین منکه داغها برم از وی بجان حسرت خواربسست بویی از آن زلف مشکبویم زانکه بوی او دل مسکینم آورد به قرار تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلییان
قافیه: مردف بردف مفرد نوع دیگر
بحر: رمل مثمن مسبغ
صنعت: تجنیس خطی
نهاده است خیالت چو پای بر جانمشبی نخوابم از این سیل دیده بیداراگر غم تو که آرد چنین شبیخونهابریزدم به شبی خون که گویدش زنهار تقطیع: فعولن فعولن فعولن فعولان
قافیه: مردف بردف نوع دیگر
بحر: متقارب مثمن مسبغ
صنعت: تجنیس مرکب
مگردمی نه از بن سان گشاده زلف آریکه گردن دلش از غم یکی رهد زهزارگزیر، نیست که پا بر سرم اجل بنهدکه چون رهایی ام از این کمند شد دشوار تقطیع: فاعلن فاعلن فاعلن فاعلان
قافیه: مقید بحرف قید
بحر: متدارک مذال
صنعت: تجنیس مطرف، تضمین المزدوج
سمن چوورد رخت دیدجان نثارش کردصبا چو گرد ترا یافت کرد دل ایثاریکی که وصف ترا ورد ساخت جان منستکه نقد حاصل خود گرد باخت در ره یار تقطیع: مفتعلن فاعلات مفتعلن فاعلات
قافیه: مردف بردف مرکب
بحر: منسرح مطوی موقوف
صنعت: تجنیس ناقص
سرم فدای تو بسیار یار غیر مشومسوزجان گران بار من دگر زین بارترا زآتش غم گرچه سوخت بس عاشقولی باینهمه خواری یکی نگشت غبارطراوت گل رویت که برفروخت چمنهزار خرمن گل را بسوخت سنبل وار تقطیع: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات
قافیه: مردف بردف مرکب نوع دیگر
بحر: مضارع اخرب مکفوف مقصور
صنعت: تجنیس مکرر
غباری از توسمن بوی مشک اگر نه بریزدنه مشک خاک سیاهی است بر سر تاتاررخت که شمع صفت ریخت آبروی بتانبسوخت بیخودم از تاب خویش چون گلنار تقطیع: مفتعلن مفتعلن فاعلات
قافیه: مردف بردف نوع دیگر
بحر: سریع مطوی موقوف
صنعت: اشتقاق
از این برآمده کاخ است خاک بر سر منکزو امید ندارم مراد وصل و کناریکی که جان مرا سوخت بیتو حاصل عمرمیان ما و تو تا کی شدست حایل دار تقطیع: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن
قافیه: مقید بتاسیس و دخیل
بحر: مضارع جزوی اخرب جزوی سالم
صنعت: قلب کل
شمار غم ز تو گر جا بجا کنیم رقمغم ترا بنویسیم تا به حشر شمارکی است سینه به ناخن مرا نه صد پارهکه شرح تیغ تو سازم بلوح سینه نگار تقطیع: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع
قافیه: مقید بتاسیس
صنعت: قلب بعض
هلاک نرگس خویشم اگر کنی ایسروکلاه بخت بچرخ افکنم چو گل صدبارسعادتم بارادت چو خاک پای تو ساختزهی مزید محبت زهی سعادت یار تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن
قافیه: مقید بتاسیس و دخیل نوعی دیگر
بحر: مجتث مخبون
صنعت: قلب مطرف
اگر بر آن رخ کش دیده نیز میدیدیتو باز از کرم خویش پرده بردارلب تو کردم ازین گونه خوش خراب از اشکمرا بدرد چو شد بیم مرگ از او برادر تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات
قافیه: مردف بردف مفرد
بحر: رمل مثمن مقصور
صنعت: مقلوب مستوی
هزار سال چو رویت گلی نیارد کسکه چون من از همه سویش بود هزار هزاراگرچه در چمنی چون تو نوگلی نشکفتنداشت درد گلی بلبلی چو من افکار تقطیع: فعولن فعولن فعولن فعل
قافیه: مطلق مجرد
بحر: متقارب محذوف
صنعت: سجع متوازی
یکی که سرزد ازو شوق روی تو دیدنزذوق کوی تو کرد از بهشت چون من عاربدرد و داغ خوشیم از هوای وصلت زانز گشت باغ کشیدیم پای دل بکنار تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات
قافیه: مطلق بخروج
بحر: مجتث مخبون مقصور
صنعت: سجع متوازی
سزد اگر دل صید کمند تو شاد استدرین که پای سمندت برو کند رفتاریقین که تو چو من آهو نه کم اسیرت هستز آهویی چو بمیرد چه غم رسد به تتار تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
قافیه: مطلق بخروج و مزید
بحر: هزج اخرب مکفوف محذوف
صنعت: سجع متوازی
دل حزین چو خراب یکی نظر از تستچه باشد ار بنمایی دمی رخ چو نگاریکی نما چو بتم چهره شاهدا ور منپرستمت چو خراب توام دمی بگذاررخ ترا چو دمی بنگرم بمن ستم استبه یک نظر ستمی بر شکسته یی مگمار تقطیع: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
قافیه: مطلق بخروج و مزید و نایره
بحر: کامل مثمن سالم
صنعت: طرد و عکس
بود لب شکرین تو شربت کوثرخد تو لاله نوبر خط تو نیل عذاراز آن قدتو که شد بنده قامت طوبیشبه سرو گو خط آزادگی خویش بیارلب تو شربت کوثر قد تو قامت طوبیخد تو لاله نوبر خط تو سر خط خوبی تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن
بحر: مجتث مخبون
تقطیع ایضا: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
بحر: رمل مخبون
تقطیع ایضا: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
بحر: هزج سالم
قافیه: اول معروف و مجهول- ثانی مقید مجرد
صنعت : ملون بسه بحر، موصول بدو حرف، نوعی دیگر طرد و عکس
دل من از تو اگر زنده شد نباشد دورچو من ز شکل تو دل زنده شد بت فرخارولی به ملکت جان زد علم سپاه غمتکه تا برآردم از جان و عقل و هوش دمار تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن، مفتعلن مفتعلن فاعلن
قافیه: معمول و غیر معمول
بحر: رمل مسدس محذوف، سریع مطوی مکشوف
صنعت: ذو بحرین
خمد ز سستی تب پشت بیتو بس تن راکه ستیست بسی از تبت به بس تن زار تقطیع: مفعول مفاعلن فعولن
قافیه: معمول و غیر معمول
بحر: هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف
صنعت: موصل منشاری
وصالی ار چه کمم داده است بخت ولیکچه من بیاد تو دایم خوشم وصال انگاراگر دوا نکنی درد ما ز دردی دنتو چون خوشی مه من باد جان من بیمارهمه مراد من ای مست ناز چون نظریستمکن به تلخی غم ناامیدم از دیداردگر شکست تنم نیک بین وعیب مکنچرا که شیشه عیشش ز غم شکست انبارای داده دوای دردم از دردی دنمن با تو خوشم گر تو خوشی هم با من تقطیع: مفعول مفاعلن مفاعیل فعل
قافیه: مقید مجرد
بحر: هزج اخرب مقبوض مکفوف مجبوب
صنعت: مصراع اول مقطوع، ثانی موصول بدو حرف، ثالث بسه حرف رابع بچهار حرف
بجز تو نیست دلارام من که در عالممن از برای تو رسوای دهرم ای دلدارورای عشق محالم نمود کرداریوگر رود دل و دینم نگردم از کردار تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
قافیه: مقید مجرد
بحر: هزج مسدس محذوف
صنعت: غیر منقوط
دلم به شیب ذقن غبغب تو چون بیندکه هست چین جبین تو بیش از آن بسیارهمیشه چون بریم دین بچین زلف ای بتغبار غم چه نمایم بتا ببین زنار تقطیع: مفتعلن مفتلعن فاعلات
قافیه: مردف بردف مفرد
بحر: سریع مطوی موقوف
صنعت: منقوط
مرا که جان نکند تازه غیر غمزه تونه میسزد که کنم جایت ای صنم دل تاریقین که جان رودم هر زمان ز حال از آنکتویی میانه جان لحظه لحظه ای خونخوار تقطیع: فاعلاتن مفاعلن فعلان
قافیه: مردف بردف مفرد
بحر: خفیف مسدس، عروض: مخبون اصلم مسبغ، ضرب: مقصور
صنعت: رقطا
شکار لا غرم اصلا نبینیم قیمتکه نامدست به پیش تو عالمش مقدارهزار یوسف کنعان برت چو چیزی نیستکه میخرد به پشیزی مرا درین بازار تقطیع: فعلن فعولن فعلن فعولن
قافیه: مطلق مردف بردف
بحر: متقارب اثلم
صنعت: خیفا
خیال روی تو تا بسته اند بر چه نسقکه جان نیافته شمعی نظیر آن رخساراگرچه وجه تو در خورد ز دست چرخ رقمکشیده نیک برو بیقلم خطت زنگارتویی که هر که بزیب و جمال جز تو بودنه پیش حسن تو او راست نیم ذره و قارمگر زدست تو شیرین دهن بود که مدامرخش چو صورت چین عالمیست بر دیوارتا بر چه نسق وجه تو زد چرخ رقمکان شمع نظر کشیده نیکو بقلم تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل
قافیه : مقید مجرد
بحر: هزج اخرب مکفوف مجبوب
صنعت: مصراع اول حرفی منقوط و حرفی غیر منقوط، ثانی دو، ثالث سه، رابع
چهارشنبه ایا جلیس موافق و زید باد بهارچو غنچه کاسه می گیر و روی در چمن آرقیامتست دگر طرف باغ و کشت چمنکسی که خیمه بصحرا نزد کسش مشماربیار باده که بر ذهن هر چه پنهانستبیک دو دور عیانست از صفای عقار تقطیع: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلان
قافیه: مطلق بردف و خروج
بحر: هزج مثمن جزوی اشتر و جزوی سالم، عروض و ضرب مسبغ
صنعت تشبیه کنایه- مراعات نظیر
از آن گذر گه باغست همچو خلد اکنونکه باد روح فزایست همچو جان به گذارلوای گل که مخلد بود اگر نه بودکه جان برد ز جفای وی و ستیزه خاروزید بوی بهشت و قصور ماست ز هوشنه وقت صبر و حضورست و گوشه ایهشیار تقطیع: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید
بحر: هزج مثمن جزوی اخرب و جزوی سالم
صنعت: تشبیه مشروط
خبر چو یافته زلف شب از بنفشه دگرچنین بروی شبست از چه جعد تیره شعارطریق دلبریش بین که ساختست ز مشکبنفشه دامی و انداختست مشک تتار تقطیع: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید و نایره
بحر: مضارع اخرب مکفوف محذوف
صنعت: تشبیه تفضیل
بنور گل چو دل روشنان بود گلشنچو گلشنش دل شوریده روشنست انار تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن
قافیه: لزوم مالایلزم
بحر: هزج مربع
صنعت: تشبیه عکس