بجا. [ ب ِ ] (اِ) نام شیر خشت است در رودبار. (یادداشت مؤلف ).
بجا. [ ] (اِخ ) از شهرهای حبشه : از مشاهیر بلادش [ حبشه ] بجا و زیلع و عیذاب و دیگر بلاد و قصبات بسیارست . (از نزهة القلوب ج 3 ص 268). بجاو. رجوع به بجاو شود. || نام قومی است که در جهت شرقی نوبه بین صعید مصر و حبشه و نیل و دریای احمر واقعند و سرزمین آنها به بلاد البجایا بجاوه معروف است و به طوا...
فرهنگ معین
(بِ ) (ص مر. ) شایسته ، لایق ، درخور، به موقع .
دانشنامه آزاد فارسی
بِجا (Beja)قومی کوچنده از بخش شمالی حبشه (اتیوپی) و بخش شرقی سودان، شامل ادبداها، هدندوئاها و بیشارین. اکثر آن ها به زبان های کوشیتی سخن می گویند و از نوادگان اقوامی هستند که بیش از ۵هزار سال در این منطقه زندگی کرده اند. آنها در قرن ۷ق به اسلام گرویدند.wikijoo: بجا...
فرهنگ فارسی
← بستهبندی با جوّ اصلاحشده
کاری که درموقع مناسب و شایسته انجام شود ( صفت ) ۱ - کاری که در موقع مناسب انجام گیرد. ۲ - شایسته لایق درخور سزاوار. یا بجای ... ۱ - دربار. ... در حق .. ۲ - بعوض ... گشاد واسعه .