Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بجا آمدن

تلفظ بین المللی : /bˈedʒɑ ɑmˈadan/ تلفظ :‌ [b'edZA Am'adan]
لغت نامه دهخدا
  • بجا امدن
  • با پیروزی بدست امدن
  • کنار امدن با
  • بجان آمدن
  • بجان امدن
  • بجای آمدن
  • بجای امدن
  • بپا آمدن
  • بپا امدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بجا آمدن . [ ب ِ م َ دَ ] (مص مرکب ) برآورده شدن . برآمدن . || قرارگرفتن . آرام یافتن . بر جای قرار یافتن :
بجاآمدند آن سپاه مهان
شدند آفرین خوان به شاه جهان .

فردوسی .


و رجوع به جا و بجای آمدن شود.

کلمات مرتبط

  • بجا امدن
  • با پیروزی بدست امدن
  • کنار امدن با
  • بجان آمدن
  • بجان امدن
  • بجای آمدن
  • بجای امدن
  • بپا آمدن
  • بپا امدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات