آنک . [ ن َ ] (اِ) آبله که بر اندام برآید.
آنک . [ ن ُ ] (ع اِ) سُرُب . سُرْب . اُسرُب . اُسرُف . رصاص یا رصاص اسود. || قلعی یا رصاص ابیض .
آبله؛ تاول.
آنکس که؛ کسی که.
کلمۀ اشاره برای دور.
( ~.) ( اِ.) آبله .
(نَ) کلمه ای است دال بر اشاره به دور اعم از مکان و زمان . مق اینک .