معانی کلمه : انک
لغت نامه دهخدا
انک . [ اَ ن َ ] (ترکی ، اِ). رخساره . (از آنندراج ).
انک . [ اَ ن َ ] (اِ) زردآلو از قسم پست و هسته تلخ و خرد و کم شیرین . (یادداشت مؤلف ).
انک . [ اَ ن ُ ] (اِ) آبله که بر اندام برآید (شرفنامه ، از آنندراج ). و در تاج انوک آبله آورده است . (آنندراج ).
فرهنگ عمید
( آنک ) کلمۀ اشاره برای دور.
آبله، تاول.
آبله، تاول.
کلمۀ اشاره برای دور.
آن کس که، کسی که.
آبله، تاول.
آبله، تاول.
کلمۀ اشاره برای دور.
آن کس که، کسی که.
فرهنگ معین
( آنک ) (نَ ) کلمه ای است دال بر اشاره به دور اعم از مکان و زمان . مق اینک .
( ~. ) ( اِ. ) آبله .
( ~. ) ( اِ. ) آبله .
فرهنگ فارسی
( آنک ) ( اسم ) آبله که بر اندام بر می آید.
بزرگ و ستبر گردیدن یا دراز شدن شتر و به قولی دردمند گردیدن آن ٠ یا طمع نمودن و طلب کردن ٠ طمع کردن و تتبع در سازواری اخلاق نمودن ٠
بزرگ و ستبر گردیدن یا دراز شدن شتر و به قولی دردمند گردیدن آن ٠ یا طمع نمودن و طلب کردن ٠ طمع کردن و تتبع در سازواری اخلاق نمودن ٠
گویش مازنی
اندک
/annek/ اندک
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی إِنَّکَ: یقیناً تو
معنی إِنَّکِ: یقیناً تو(مؤنث)
معنی أَنَّکَ: که تو
معنی عَنکَ: از تو
ریشه کلمه:
انن (۱۸۳۵ بار)
ک (۱۴۷۸ بار)
معنی إِنَّکِ: یقیناً تو(مؤنث)
معنی أَنَّکَ: که تو
معنی عَنکَ: از تو
ریشه کلمه:
انن (۱۸۳۵ بار)
ک (۱۴۷۸ بار)
wikialkb: إِنّک
واژه نامه بختیاریکا
( اَنَک ) مضحکه
