پروانه . [پ َرْ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) محلی است در شمال شهر هرات .
( ~.) (اِ.) 1 - دلیل ، رهبر. 2 - یکی از گوشه های همایون .
( ~.) (اِ.) اسبابی به صورت چرخ پره دار چرخان یا پنکه مثل پروانة کشتی .
( ~.) (اِ.) 1 - نوشته ای رسمی که به دارندة آن اجازة کار معینی را می دهد مثل پروانة وکالت . 2 - جواز، اجازه نامه . 3 - حکم ، فرمان پادشاهان .
(تلفظ: parvāne) حشرهای با بدن کشیده و باریک و بالهای پهن پوشیده از پولکهای رنگارنگ ؛ (در موسیقی ایرانی) گوشهای در دستگاه راست پنجگاه و نوعی تحریر .
تکیه ای: parparinǰe / parvâna
طاری: parparači
طامه ای: parpareče
طرقی: parvâna / parpari
کشه ای: parvâna
نطنزی: parvâna
شبپره
پره، ملخ
اجازه، پته، جواز، حکم، فرمان، گواهی، مجوز
۱. اجازه، پته، جواز، حکم، فرمان، گواهی، مجوز
۲. پره، ملخ
۳. شبپره