Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منعقد کردن

تلفظ بین المللی : /monʔˈaq1ed kˈardan/ تلفظ :‌ [mon?'aq1ed k'aRdan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • متعهد و ملتزم کردن
  • متعهد کردن
  • منعقد
  • منعقد شدن
  • خون منعقد شده در رگ
  • معقد
  • منتقد
  • منعقده
  • منقد
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بستن ( عهد و پیمان و غیره ) . ۲ - سفت کردن ( مایع ) . ۳ - بر پاکردن ( جشن و غیره ).

مترادف و متضاد

بستن

سفت کردن

تنظیم کردن

برپا کردن، برگزار کردن، تشکیل دادن، ترتیب دادن

۱. بستن
۲. سفت کردن
۳. تنظیم کردن
۴. برپا کردن، برگزار کردن، تشکیل دادن، ترتیب دادن

hold (فعل)چسبیدن، باز داشتن، گرفتن، نگاه داشتن، منعقد کردن، تصرف کردن، نگه داشتن، در دست داشتن، جا گرفتنconvene (فعل)جمع کردن، گرد امدن، منعقد کردن، دور هم جمع شدن، تشکیل جلسه دادن، هم ایش کردنcon...

کلمات مرتبط

  • متعهد و ملتزم کردن
  • متعهد کردن
  • منعقد
  • منعقد شدن
  • خون منعقد شده در رگ
  • معقد
  • منتقد
  • منعقده
  • منقد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات