Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منقد

تلفظ بین المللی : /mˈanq1ad/ تلفظ :‌ [m'anq1ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • منقد ادبی
  • منقد ومحقق کتاب
  • منقد کلمات
  • منقدر
  • منقدع
  • منقده
  • رأی مند
  • رای مند
  • رحم مند
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

منقد. [ م ُ ن َق ْ ق ِ ] (از ع ، ص ) نعت فاعلی از مصدر برساخته ٔ تنقید. رجوع به تنقید شود.

منقد. [ م ُ ق َدد ] (ع ص ) بریده و شکافته گردیده . (آنندراج ) (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شکافته شده و به درازا بریده شده . (ناظم الاطباء). رجوع به انقداد شود.

منقد. [ م ُ ن َق ْ ق ِ ] ( از ع ، ص ) نعت فاعلی از مصدر ب...

فرهنگ فارسی

( اسم ) لغتی است نادرست بجای منتقد و ناقد جمع : منقدین
بریده و شکافته گردیده . شکافته شده و به درازا بریده شده .

مترادف و متضاد

fauthorltfinder (اسم)
عیب جو، خرده گیر، منقد

critic (اسم)
نقاد، منقد، نقدگر، کارشناس، نکوهشگر، سخن سنج، انتقاد کننده

کلمات مرتبط

  • منقد ادبی
  • منقد ومحقق کتاب
  • منقد کلمات
  • منقدر
  • منقدع
  • منقده
  • رأی مند
  • رای مند
  • رحم مند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات