Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منعقده

تلفظ بین المللی : /mˌonʔaq1ˈedeː/ تلفظ :‌ [m,on?aq1'ede:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کمک منعقدساز
  • کمک منعقدکننده
  • منعقد
  • منعقد شدن
  • منعقد کردن
  • خون منعقد شده در رگ
  • مناقده
  • منقده
  • معقده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منعقده. [ م ُ ع َ ق ِ دَ / دِ ] ( ع ص ) تأنیث منعقد. منعقدة. رجوع به منقعد شود. || نزد فقها یکی از انواع سوگند باشد. معقوده. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ فارسی

بسته شده
( اسم ) مونث منعقد : [ شروع در ارسال و انفاذ امتعه ممالک محروسه ایران از جانب کارگزاران دولت علیه باکسپوزیسیونهای منعقده در دول خارجه ( بزمان ناصرالدین شاه . ) ( الماثر و الاثار ۱۲۸ )

کلمات مرتبط

  • کمک منعقدساز
  • کمک منعقدکننده
  • منعقد
  • منعقد شدن
  • منعقد کردن
  • خون منعقد شده در رگ
  • مناقده
  • منقده
  • معقده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات