معانی کلمه : منعقد شدن
فرهنگ فارسی
بسته شدن
( مصدر ) ۱ - بسته شدن ( عهد و پیمان و غیره ) . ۲ - سفت شدن ( مایع ) ۳ - بر پا شدن : [ مجلس عقد آقای ... و دوشیزه ... در ... منعقد شده . ]
مترادف و متضاد
سفت شدن
دلمه شدن
برگزار شدن، برپا داشتن، تشکیل شدن، ترتیبیافتن
۱. بسته شدن
۲. دلمه شدن
۳. سفت شدن
۴. برگزار شدن، برپا داشتن، تشکیل شدن، ترتیبیافتن
