کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متعهد-کردن | کلماتور
معنی کلمه : متعهد کردن
تلفظ بین المللی :
/mˌoteʔˈahhed kˈardan/
تلفظ :
[m,ote?'ahhed k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متعهد و ملتزم کردن
ترکیب یا متحد کردن
متحد کردن
تعهد کردن
لینچ کردن در ایالات متحده امریکا
جبهه متحد کرد
متعهد
متعهد به انجام امری نمودن
متعهد شدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
federate (فعل)متعهد کردن، هم عهد کردن، تشکیل کشورهای متحد دادنengage (فعل)مشغول کردن، گرفتن، از پیش سفارش دادن، نامزد کردن، استخدام کردن، بکار گماشتن، متعهد کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرو دادن، قول دادن، نامزد گرفتن، عهد کردن...
کلمات مرتبط
متعهد و ملتزم کردن
ترکیب یا متحد کردن
متحد کردن
تعهد کردن
لینچ کردن در ایالات متحده امریکا
جبهه متحد کرد
متعهد
متعهد به انجام امری نمودن
متعهد شدن
نظرات