بخش ۲۲ - در بیان قیامات انفسی و منازل و مراتب سیر سالکان
قالب: مثنوینوشتار: نظم
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نفس اماره چو مرد از خوی بددید موتوا را به دیده سر خودشد قیامتهای نفس ظاهرشدید من مات عیان چشم سرشخود قیامتهای انفس هست چارآن یکی صغری دگر وسطی شماربعد از آن کبری دگر عظمی بدانتاکه گردی عارف اسرار جانمردن نفس از هوی صغری شماراز هوی چون مرد، دل شد آشکاردل چو طبع روح گیرد در رشادخواند وسطی نام او را اوستادروح چون گردد خفی کبری شودمحو هستیها بکل عظمی شوداین قیامتها چو شد عین الیقینمنکشف گردد به دل حق الیقینآن زمان مرآت وجه حق شویبگذری از قید حق مطلق شویمحو گردی در تجلی جمالراه یابی در نهایات وصالدر دلت نور خدا تابان شودجان پاکت واصل جانان شودمرده و زنده به امر پیر شوتا نگردی تو به خود بینی گرو