Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زمان

تلفظ بین المللی : /zamˈɑn/ تلفظ :‌ [zam'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • زمان آزاد میانگین
  • زمان آغاز واک
  • زمان آمایش گندم
  • زمان اباد
  • زمان اباد محمداباد
  • زمان استراحت
  • زمان اشغال
  • زمان انتظار
  • زمان انتظار پیش بینی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

زمان . [ زِم ْ ما ] (اِخ )ابن کعب بن أود. جدی است جاهلی . (از اعلام زرکلی ).

زمان . [ زُم ْ ما ] (ع ص ، اِ) صاحب منتهی الارب در ذیل «ز م م » آرد: زمان کرمان گیاه بالیده و بلند. ولی ظاهراً زمام است که تحریف شده است . رجوع به زُمّام شود.

زمان . [ زِم ْ ما ] (اِخ ) نام جد الفند زمانی و نام الفند سهل بن شیبان بن ربیعة...

فرهنگ عمید

۱. وقت؛ هنگام.
۲. روزگار؛ عصر.
۳. [قدیمی، مجاز] اجل؛ مرگ: ◻︎ تو را خود زمان هم به دست من است / به پیش روان من این روشن است (فردوسی۴: ۲۵۰۴). Δ کلمۀ «زمان» در فارسی و عربی مشترک است و هردو از آرامی مٲخوذ است.
⟨ زمان ‌خواستن: (مصدر لازم) وقت ‌خواستن؛ مهلت ‌خواستن.
⟨ زمان‌ دادن: (مصدر لازم) وقت دادن؛ مهلت‌ دادن.

۱. وقت، هنگام.۲. روزگار، عصر.۳. [قدیمی، مجاز] اج...

فرهنگ معین

(زَ) [ په . ] (اِ.) 1 - وقت ، هنگام . 2 - دور، عهد. 3 - مدت ، فصل . 4 - مهلت . ؛~ گرینویچ مرجع مقایسه ای زمان مناطق مختلف کرة زمین بر مبنای نصف النهار گرینویچ که در حمل و نقل بین المللی و پرواز هواپیماها به کار رود و 5/3 ساعت عقب تر از زمان در تهران است .

(زَ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - وقت ، هنگام . ۲ - دور، عهد. ۳ - مدت ، فصل . ۴ - مهلت . ،~ گرینویچ مرجع مقایسه ای زمان مناطق مختلف کرة زمین بر ...

دانشنامه آزاد فارسی

زمان (time)ساعت آبیتجربۀ زمان و گذر آن توجه زیادی را در ادبیات و فلسفه به خود جلب کرده است. این تجربه به دلیل ماهیت ذهنی آن، در میان افراد، متفاوت است و حتی ممکن است که برای شخصی واحد نمودهای گوناگون داشته باشد. برای درجه بندی زمان می توان از پدیده هایی متناوب و قابل تقسیم و شمارش بهره گرفت که با سرعت واحد تکرار می شوند. پیش از قرن بیستم وجود یک معیار اندازه گیری واحد، جهانی و یکدست پیش فرضی بدیهی...

فرهنگ فارسی

← وقت

وقت، هنگام، روزگار، اجل ومرگ نیزگفته اند، عصر، وقت، وقت اندک یابسیار، ازمنه جمع( اسم ) ۱ - وقت هنگام . ۲ - دور عهد . ۳ - وقوع فعل در هنگامی و آن شامل ماضی حال مستقبل است . یا زمان مفرد آنست که بی معاونت فعل دیگر صرف شود : رفتم میروم میرفتم . یا زمان مرکب آنست که به معاونت فعل دیگر ( فعل معین ) صرف شود : رفته است رفته بودم خواهم رفت .ابن کعب بن اود جدی است جاهلی...

دانشنامه عمومی

زمان

زمان یا وقت بعدی سه بعدی است که در ذهن انسان خطور می کند و نشان دهنده آن است که زمان بر صورت سه بعدی از زمان گذشته به شکل عبوری از ذهن خطور کرده و به حال و آینده می رسد. می توان به زمان فاصلهٔ قوه تا فعل یا فاصلهٔ شروع تا پایان گفت. اما این شکل در فضا و خلأ به شکل پنج بعدی می گذرد و به این طور نیست که گذشته در ذهن خطور کند بلکه این آینده و حال است که در ذهن خطور کرده و نشان می دهد این ا...

نقل قول

زمان بُعدی است که در آن اتفاقات از گذشته تا به حال و از حال تا آینده رخ می دهند. از نظر واژه شناسی ایرانی، زم یکی از فرشتگان دین زرتشت بوده است که با پسوند "ان" زمان و با پسوند "ین" زمین را در زبان پارسی بوجود آورده است.• «قدر وقت اگر نشناسد دل و کاری نکند/ بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم»• «زمان شبیه برف است بیایید قبل از آب شدن از آن سود کافی را ببریم.»• «زمان را تباه کردم و حال زمان مرا تبا ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: zamān) جریانی پیوسته ، غیر قابل انقطاع ، رونده ، و بی آغاز و بی انجام که در طی آن ، حوادثی برگشت ناپذیر از گذشته به حال تا آینده رخ می‌دهد ؛ روزگار ، زمانه فلک ؛ وقت ، هنگام ، گه، گاه ؛ (به مجاز) آسمان .

اسم: زمان (پسر) (فارسی، عربی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: zamān) (فارسی: زمان) (انگلیسی: zaman) معنی: روزگار، وقت، هنگام، جریانی پیوسته، غیر قابل انقطاع، رونده، و بی آغاز و بی انجام که در ...

مترادف و متضاد

مدت، موعد

فرصت، مجال، وقت

دوران، روزگار، زمانه

دوره، عصر، عهد، فصل، موسم، نوبت، هنگام

۱. دوران، روزگار، زمانه
۲. دوره، عصر، عهد، فصل، موسم، نوبت، هنگام
۳. فرصت، مجال، وقت
۴. مدت، موعد

time (اسم)عصر، عهد، فرصت، ساعت، روزگار، زمان، مرتبه، مدت، هنگام، وقت، موقع، گاه، زمانه، حین، ایامperiod (اسم)حد، کمال، نقطه، عصر، دوره، گردش، نوبت، ایست، فرجه، پایان، م...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] زمان به معنای مدت است که با وقت و اجل متفاوت است.از احکام مرتبط با زمان در بابهای مختلفی از عبادات، همچون طهارت، صلات، صوم و حج و غیر عبادات، از قبیل نذر و قسم سخن گفته اند.زمان به معنی مدت کم یا زیاد است.wikifeqh: اصطلاحات علم فلسفه• زمان (منطق)، از اصطلاحات علم منطق، به معنای کمّ متصل غیر قار، و مقدار حرکت...wikifeqh: علم منطق بوده و به کمّ متصل غیر قار، و مقدار حرکت گفته می شود.زمان،...

فرهنگ فارسی ساره

زمان

فرهنگستان زبان و ادب

[ورزش] ← وقت

کلمات مرتبط

  • زمان آزاد میانگین
  • زمان آغاز واک
  • زمان آمایش گندم
  • زمان اباد
  • زمان اباد محمداباد
  • زمان استراحت
  • زمان اشغال
  • زمان انتظار
  • زمان انتظار پیش بینی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات