انفس . [ اَ ف َ ] (ع ن تف ) گرانمایه تر: انفس المال ؛ گرانمایه ترین مالها. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نفیس تر. (مهذب الاسماء): فانفس الدواب ، ما یرتفع من نواحی بلخ . (صورالاقالیم اصطخری ).- امثال : انفس من قرطی ماریة . (یادداشت مؤلف ).|| (اِ) یکی از سه غشاء که بر جنین پیچیده است و نزدیکترین غشاست به وی . (بحر الجواهر از یادداشت مؤلف )....
فرهنگ عمید
نَفْس#NAME?
نفیستر؛ گرانبهاتر؛ گرانمایهتر.
نفیس تر، گران بهاتر، گرانمایه تر. = نَفْس
فرهنگ معین
(اَ فُ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ نفس ، نفس ها، جان ها.
فرهنگ فارسی
جمع نفس، نفیس تر، گرانبهاتر، گرانمایه تر ( اسم ) جمع نفس نفسها جانها.