کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : منعزق
تلفظ بین المللی :
/monʔˈazeq1/
تلفظ :
[mon?'azeq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
کمک منعقدساز
کمک منعقدکننده
منعزل
منعقد
منعقد شدن
منعقد کردن
منعقده
خون منعقد شده در رگ
منازقه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
منعزق. [ م ُ ع َ زِ ] ( ع ص ) دشوارخوی . ( منتهی الارب ). بدخوی و کج خلق. ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
کمک منعقدساز
کمک منعقدکننده
منعزل
منعقد
منعقد شدن
منعقد کردن
منعقده
خون منعقد شده در رگ
منازقه
نظرات