کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : منعزل
تلفظ بین المللی :
/monʔˈazel/
تلفظ :
[mon?'azel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ساعتلوی منزل
صاحب منزل
عالی منزلت
فرق المنازل
قدر و منزلت
کیوان منزلت
مراقبت های سلامت در منزل
مقیم منزل هفتم
معزل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منعزل. [ م ُ ع َ زِ ] ( ع ص ) گوشه گزین و دور. ( آنندراج ). گوشه گیرنده و دورشده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انعزال شود.
فرهنگ فارسی
گوشه گزین و دور . گوشه گیرنده دور شده.
کلمات مرتبط
ساعتلوی منزل
صاحب منزل
عالی منزلت
فرق المنازل
قدر و منزلت
کیوان منزلت
مراقبت های سلامت در منزل
مقیم منزل هفتم
معزل
نظرات