Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملتجا

تلفظ بین المللی : /mˌalatdʒˈɑ/ تلفظ :‌ [m,alatdZ'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ملتجاء
  • متجاسر
  • متجانس
  • متجاهر
  • متجاهل
  • متجاوز
  • متجاوز از
  • مرتجا
  • مستجاب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ملتجا. [ م ُ ت َ ] ( ع اِ ) جای پناه و پناه گرفتن. ( غیاث ) ( آنندراج ). ملتجاء. پناهگاه : مرابرار را حضرتش مستقرمر احرار را درگهش ملتجا.امیرمعزی.خدمت تو مخلصانه کرد برهانی به دل یافت از اقبال تو هم ملتجا هم مرتجا.امیرمعزی.شاه گفت... چون بعد از گزاردن عقبات عقوبت به متکای استراحت و ملتجای این ساحت پیوستی... ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 298 ). و رجوع به ماده ٔبعد شود....

فرهنگ عمید

پناهگاه.

فرهنگ معین

(مُ تَ ) [ ع . ] (اِ. ) پناهگاه ، جای پناه .

فرهنگ فارسی

( اسم ) پناهگاه جای پناه
پناهگاه و جای پناه . یا پناه .

مترادف و متضاد

پناهگاه، ملجا، ملاذ، امنگاه


کلمات مرتبط

  • ملتجاء
  • متجاسر
  • متجانس
  • متجاهر
  • متجاهل
  • متجاوز
  • متجاوز از
  • مرتجا
  • مستجاب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات