Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متجانس

تلفظ بین المللی : /mˌotedʒˈɑnes/ تلفظ :‌ [m,otedZ'Anes]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • متجانس شدنی
  • دارای فکر متجانس
  • صدای غیر متجانس
  • غیر متجانس
  • غیر متجانس با محیط
  • غیر متجانس شدن
  • مشابه و متجانس
  • هر کار ناجور و غیر متجانس
  • اسم متجانس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

متجانس. [ م ُت َ ن ِ ] ( ع ص ) مانا به چیزی. ( آنندراج ). هم جنس. از یک جنس و هم جنس و مشابه و مانا بهم. ( ناظم الاطباء ). شبیه به چیزی یا کسی. هم جنس. و رجوع به تجانس شود.

فرهنگ عمید

۱. چیزی که با دیگری از یک جنس باشد، هم جنس.
۲. [قدیمی] متناسب، متعادل.

فرهنگ معین

(مُ تَ نِ ) [ ع . ] (اِفا. ) از یک جنس ، مشابه .

فرهنگ فارسی

چیزی که بادیگری ازیک جنس باشد
( اسم ) ۱ - شبیه بچیزی یاکسی هم جنس جمع : متجانسین .

مترادف و متضاد

سازگار، شبیه، متشابه، مشابه، همانند، همگون ≠ نامتجانس، ناهمگون

congruent (صفت)موافق، متجانسhomological (صفت)همانند، متجانس، برابر، همسانcongruous (صفت)در خور، منطبق، متجانس...

کلمات مرتبط

  • متجانس شدنی
  • دارای فکر متجانس
  • صدای غیر متجانس
  • غیر متجانس
  • غیر متجانس با محیط
  • غیر متجانس شدن
  • مشابه و متجانس
  • هر کار ناجور و غیر متجانس
  • اسم متجانس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات