معانی کلمه : مستجاب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
برآورده شده، اجابت شده، به اجابت رسیده، قبول شده.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِمف . ) به اجابت رسیده .
فرهنگ فارسی
جواب داده شده، اجابت شده، به اجابت رسیده، قبول شده ، مستجاب الدعوه: کسی که دعایش اجابت شود
( اسم ) اجابت شده ( دعا خواهش ) پذیرفته مقبول : واو ( گرشاسب ) رادعا مستجاب بود .
( اسم ) اجابت شده ( دعا خواهش ) پذیرفته مقبول : واو ( گرشاسب ) رادعا مستجاب بود .
مترادف و متضاد
اجابتشده، برآورده، پذیرفته، مقبول، پذیرفتهشده
