Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متجاهل

تلفظ بین المللی : /mˌotedʒˈɑhel/ تلفظ :‌ [m,otedZ'Ahel]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • متجاهلیه
  • متاهل
  • متباهل
  • متجاهر
  • متساهل
  • متاهل شدن
  • مرد متاهل
  • متأهل
  • متجادل
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متجاهل. [ م ُ ت َ هَِ ] ( ع ص ) خویشتن را نادان نماینده. ( آنندراج ). کسی که خویشتن را جاهل و نادان وانمود می نماید و به مکر و حیله نادانی می کند. ( ناظم الاطباء ). آن که خود را به نادانی زند. خویشتن رانادان نماینده. ج ، متجاهلین. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(مُ تَ هِ ) [ ع . ] (اِفا. ) کسی که خود را به نادانی می زند.

فرهنگ فارسی

کسی که خود را به نادانی می‌زند

( اسم ) آنکه خود را بنادانی زند خویشتن را نادان نماینده جمع : متجاهلین .

کلمات مرتبط

  • متجاهلیه
  • متاهل
  • متباهل
  • متجاهر
  • متساهل
  • متاهل شدن
  • مرد متاهل
  • متأهل
  • متجادل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات