مبالغت. [ م ُ ل َ غ َ ] ( ع اِمص ) ( از مبالغة عربی ) زیاده روی. اغراق. غلو : هر که دین او پاکتر و عقیده او صافی تردر بزرگداشت جانب ملوک و تعظیم فرمان ایشان مبالغت زیادت واجب بیند. ( کلیله و دمنه ). پنجم مبالغت در کتمان راز خویش و از آن دیگران. ( کلیله و دمنه ). و آن اطناب و مبالغت مقرون به لطایف وارد است. ( کلیله و دمنه ). جاه او به سبب این احتساب و مبالغت در این باب زیادت گشت. ( ترجمه تاریخ یمین...
فرهنگ معین
(مُ لِ غَ ) [ ع . مبالغة ] (مص ل . ) نک مبالغه .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مبالغه : و بعضی آنرا مسبغ خوانند از تسبیغ تا مبالغت بیشتر باشد .