معانی کلمه : بی مبالات
لغت نامه دهخدا
بی مبالات. [ م ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مبالات «عربی » ) بی باک. لاابالی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بی باک . لاابالی .
دانشنامه عمومی
لاابالی
مترادف و متضاد
بیتوجه، بیدقت، بیفکر، بیملاحظه، سهلانگار، لاابالی، لاقید ≠ متوجه، محتاط، ملاحظهکار
remiss (صفت)
سست، لا ابالی، غفلت کار، بی قید، بی مبالات
perfunctory (صفت)
سرسری، بی مبالات، باری بهر جهت
