Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مبالغه

تلفظ بین المللی : /mˌobɑlˈeq1eː/ تلفظ :‌ [m,obAl'eq1e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • مبالغه امیز
  • مبالغه کردن
  • مبالغه آمیز
  • مبالغه کردن در
  • تقریظ یا اعلان مبالغه امیز
  • قصد مبالغه و بلاغت
  • مبالغهآمیز
  • مبالده
  • مبالغ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مبالغة. [ م ُ ل َ غ َ ] (ع مص ) کوتاهی نکردن در کوشش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کوتاهی نکردن در کار و کوشش کردن و جهد و سعی نمودن . (ناظم الاطباء). کوشیدن در کاری و کوتاهی نکردن در آن . (از اقرب الموارد). و رجوع به مبالغت و ماده ٔ بعد شود.

مبالغه. [ م ُ ل َ غ َ ] ( ع اِمص ) ( از «مبالغة» عربی ) سخت کوشیدن در کاری. ( غیاث ). مأخوذ ازتازی ، کوشش و سعی و ج...

فرهنگ عمید

۱. اغراق.
۲. (ادبی ) در بدیع، افراط و زیاده روی در مدح کسی یا چیزی تا جایی که محال به نظر نیاید، و اگر محال به نظر آید آن را غلو گویند.
۳. [قدیمی] در امری کوشش کردن، در کاری کوشیدن.

فرهنگ معین

(مُ لِ غَ یا غ ) (مص ل . ) ۱ - بسیار کوشیدن . ۲ - زیاده روی کردن .

دانشنامه آزاد فارسی

مُبالِغه
(در لغت به معنی زیاده روی و غلو) اصطلاحی در بدیع. بزرگ نمایی و افراط در سخن که هم عقل آن را بپذیرد و هم وقوع آن ممکن باشد: زضعفْ طاقتِ آهم نماند و ترسم خلق/گمان بَرَند که سعدی ز دوست خرسند است.
wikijoo: مبالغه

فرهنگ فارسی

درامری کوشش کردن، درکاری کوشیدن، ودراصطلاح علم بدیع عبارت است ازافراطوزیاده روی درمدح کسی یاچیزی( مصدر ) ۱ - بسیار کوشیدن . ۲ - زیاده روی کردن . ۳ - ( اسم ) کوشش بسیار . ۴ - زیاده روی : ... اگر وصف آن چنانچه راویان از دیده باز میگویند نوشته شود البته بر مبالغه و اغراق محمول افتد . ۵ - صفات نیک و بد شخص یا شئ را بطریقی بیان کردن که مستبعد یا محال نماید توضیح مبالغه ( بمعنی اعم ) بر سه نوع است : الف...

دانشنامه عمومی

خرگل

مترادف و متضاد

جهد بسیار، کوشش‌زیاد

اغراق، افراط، زیاده‌روی، غلو، گزافه

۱. اغراق، افراط، زیادهروی، غلو، گزافه
۲. جهد بسیار، کوششزیاد

bombast (اسم)جنس پنبه ای گزافه گویی، مبالغه، سخن بزرگ یا قلنبه، کتان، عبارت سازیexaggeration (اسم)مبالغه، اغراق، غلو، گزافه گوییhyperbole (اسم)مبالغه، گزاف گویی، اغراق، غلو، صنعت اغراقpretentiousness (اسم)مبالغهgrandiloquence (اسم)مبالغه، عبارت سازی، گزاف گو...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بسط گسترده وصف یک شیء را مبالغه گویند.یکی از انواع اسلوب بدیعی قرآن «مبالغه» است. «مبالغه» آن است که در وصف و ستایش و نکوهش کسی یا چیزی به گونه ای زیاده روی کنند که برای شنونده، شگفت انگیز باشد؛ اما مبالغه در کلام الهی - چنان که سیوطی در الاتقان می گوید- عبارت است از آن که گوینده، چیزی را وصف کند و آن را بسط و گسترش زیاد دهد تا معنای مورد نظر را رساتر ادا کند.اقسام مبالغهمبالغه دو قسم ا...

واژه نامه بختیاریکا

تَپ و توپ
گپ گپ گدن؛ پُر گُدِن؛ اَو کردن

کلمات مرتبط

  • مبالغه امیز
  • مبالغه کردن
  • مبالغه آمیز
  • مبالغه کردن در
  • تقریظ یا اعلان مبالغه امیز
  • قصد مبالغه و بلاغت
  • مبالغهآمیز
  • مبالده
  • مبالغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات