Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سواد کردن

تلفظ بین المللی : /savˈɑd kˈardan/ تلفظ :‌ [sav'Ad k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سواد روشن کردن
  • سوا کردن
  • سوار کردن
  • سوار کشتی کردن
  • سوال کردن
  • سود کردن
  • سودا کردن
  • بقطار سوار کردن
  • بر پشت خود سوار کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سواد کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نوشتن و از روی مکتوب و نوشته اصلی نوشتن.( ناظم الاطباء ). نقل نوشتن از قباله و رقم و حکم و جز آن و گویند این رقم را سواد کنید. ( از آنندراج ). مبیضه کردن. نسخه برداشتن. استنساخ کردن : اخلاق تو سواد همی کرد آسمان پر شد بیاض دفتر دیوان روزگار.اوحدالدین انوری ( از آنندراج ).دیوان بنده را که امینا سواد کردتنها در او نه شعر مجرد نوشته ست.شیخ آذری....

فرهنگ فارسی

نوشتن و از روی مکتوب و نوشته اصلی نوشتن

کلمات مرتبط

  • سواد روشن کردن
  • سوا کردن
  • سوار کردن
  • سوار کشتی کردن
  • سوال کردن
  • سود کردن
  • سودا کردن
  • بقطار سوار کردن
  • بر پشت خود سوار کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات