Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سوال کردن

تلفظ بین المللی : /sˈoɑl kˈardan/ تلفظ :‌ [s'oAl k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سؤال کردن
  • سوا کردن
  • سواد روشن کردن
  • سواد کردن
  • سوار کردن
  • سوار کشتی کردن
  • سفال پوش کردن
  • سال کردن
  • بقطار سوار کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سؤال کردن. [ س ُ آ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پرسیدن. پرسش کردن. در تداول ، طلب رفع حاجت کردن و گدایی کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( ~ . کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) گدایی کردن ، طلب کردن .

فرهنگ فارسی

( سو آل کردن ) پرسیدن پرسش کردن در تداول طلب رفع حاجت کردن گدایی کردن

مترادف و متضاد

استفسار کردن، پرسیدن، پرسش کردن ≠ پاسخ دادن، جواب دادن

۱. استفسار کردن، پرسیدن، پرسش کردن ≠ پاسخ دادن، جواب دادن
۲. مطرح کردن
۳. سراغ گرفتن، جویا شدن
۴. گدایی کردن

inquire (فعل)محقق کردن، پرسیدن، سوال کردن، جویا شدن، پرسش کردن، تحقیق کردن، باز جویی کردن، رسیدگی کردن، استنطاق کردن، امتحان کردن، پژوهیدن، تفتیش کردنask (فعل)پرسیدن، خواستن، سوال کردن، جویا شدن، طلب کردن، ...

کلمات مرتبط

  • سؤال کردن
  • سوا کردن
  • سواد روشن کردن
  • سواد کردن
  • سوار کردن
  • سوار کشتی کردن
  • سفال پوش کردن
  • سال کردن
  • بقطار سوار کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات