سوار کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بر نگین نشاندن احجار کریمه را. ( یادداشت بخط مؤلف ). || برنشاندن بمرکوبی. ( یادداشت بخط مؤلف ). || اجزاء ماشین یا کارخانه ای را بهم پیوستن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- حقه را سوار کردن ؛ فریفتن. ( یادداشت بخط مؤلف ).