Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دود خوردن

تلفظ بین المللی : /dˈuːd xˈordan/ تلفظ :‌ [d'u:d x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دود چراغ خوردن
  • برای لای جرز خوب بودن یا به درد لای جرز خوردن
  • به درد لای جرز خوردن یا برای لای جرز خوب بودن
  • دود خورد
  • دود خورده
  • دوش خوردن
  • دوغ خوردن
  • درد خوردن
  • خوردگی اتشی ـ دودی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دود خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) دود گرفتن. دودزده شدن. || خوردن و بلعیدن دود.- دود چراغ خوردن ؛ کنایه از طلب علم و تحصیل کمال و مطالعه بسیار است. ( لغت محلی شوشتر ). تحمل سختیها و مشقتها در تحصیل چیزی کردن. ( ناظم الاطباء ). برای تحصیل دانش یا چیزی جز آن رنج ممتد و فراوان بردن. ( امثال و حکم دهخدا ). تمام یا قسمتی دراز از شب را به مطالعه گذراندن. شبهای بسیار تا دیری به مطالعه درس گذرانی...

فرهنگ فارسی

دود گرفتن . دود زده شدن .

کلمات مرتبط

  • دود چراغ خوردن
  • برای لای جرز خوب بودن یا به درد لای جرز خوردن
  • به درد لای جرز خوردن یا برای لای جرز خوب بودن
  • دود خورد
  • دود خورده
  • دوش خوردن
  • دوغ خوردن
  • درد خوردن
  • خوردگی اتشی ـ دودی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات