Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دود خورد

تلفظ بین المللی : /dˈuːd xˈord/ تلفظ :‌ [d'u:d x'oRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دود چراغ خوردن
  • دود خوردن
  • دود خورده
  • نه خود خورد نه کس دهد گنده کند به سگ دهد
  • رخت بعد از عید به درد گل منار می خورد
  • خوردگی اتشی ـ دودی
  • برای لای جرز خوب بودن یا به درد لای جرز خوردن
  • به درد لای جرز خوردن یا برای لای جرز خوب بودن
  • دوش خوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دودخورد. [ خوَرْ / خُرْ ] ( ن مف مرکب ) دودخورده. آنکه دود خورده باشد. دودناک. دودزده.
- دودخورد مطبخ سبز ؛ کنایه از آسمان و چرخ :
مخواه راتبه زین دودخورد مطبخ سبز
که گوشتش همگی گردن است و پهلو نیست.
شرف الدین شفروه ای.

فرهنگ فارسی

دود خورده . آنکه دود خورده باشد .

کلمات مرتبط

  • دود چراغ خوردن
  • دود خوردن
  • دود خورده
  • نه خود خورد نه کس دهد گنده کند به سگ دهد
  • رخت بعد از عید به درد گل منار می خورد
  • خوردگی اتشی ـ دودی
  • برای لای جرز خوب بودن یا به درد لای جرز خوردن
  • به درد لای جرز خوردن یا برای لای جرز خوب بودن
  • دوش خوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات