Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دمده

تلفظ بین المللی : /demˈodeː/ تلفظ :‌ [dem'ode:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • تش دمده
  • دیداری سازی داده ها
  • دیده
  • دیده بان
  • دیده بان گاه
  • دیده بانی
  • دیده بوسی
  • دیده دار
  • دیده وان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دمده. [ دِ م ُ دِ ] ( فرانسوی ، ص ) کلمه مأخوذ از فرانسه به معنی متروک و ازمدافتاده و با فعل شدن به کار رود: کلاه گذاشتن دمده شده است. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

ازمدافتاده، برافتاده.

فرهنگ معین

(دِ مُ دِ ) [ فر. ] (ص . ) از مد افتاده .

فرهنگ فارسی

ازمدافتاده، برافتاده، آنچه که ازمدوسلیقه افتد
( صفت ) آنچه که از مد افتاده و باب روز نیست از مد افتاده توضیح : پرهیز کردن از استعمال این کلمه بیگانه اولی است .

کلمات مرتبط

  • تش دمده
  • دیداری سازی داده ها
  • دیده
  • دیده بان
  • دیده بان گاه
  • دیده بانی
  • دیده بوسی
  • دیده دار
  • دیده وان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات