معانی کلمه : دیده بوسی
لغت نامه دهخدا
دیده بوسی. [ دی دَ /دِ ] ( حامص مرکب ) بوسیدن چشم. بوسه بر دیده دادن.
- دیده بوسی کردن ؛ بوسیدن چشم : حسن را از جانب من دیده بوسی کنید. ( یادداشت مؤلف ).
- دیده بوسی کردن ؛ بوسیدن چشم : حسن را از جانب من دیده بوسی کنید. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بوسیدن چشم . بوسه بر دیده دادن .
