Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیده بان

تلفظ بین المللی : /didˈeːbɑn/ تلفظ :‌ [did'e:bAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • دیده بان گاه
  • دیده بان حقوق بشر
  • دیده بان حقوق حیوانات
  • دیده بان فضا
  • دیده بان فضا 4255
  • دیده بان لاتین
  • قلعه دیده بان
  • حیدر دیده بان
  • دار دیده بان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دیده بان . [ دی دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان مرند که دارای 420 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دیده بان . [ دی دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فداغ بخش مرکزی شهرستان لار در 90 هزارگزی باختر لار ...

فرهنگ عمید

دیدبان#NAME?

= دیدبان

دانشنامه آزاد فارسی

(یا: دیدبان، به معنای نگهبان و مراقب) اصطلاحی نظامی، اطلاق شده به شخصی که در نقطه ای ثابت و نسبتاً امن، پنهان از چشم دشمن و مسلط بر منطقه ای جنگی، حرکات و فعالیت های دشمن را با چشم مسلح (دوربین) یا غیر مسلح زیر نظر می گیرد و با استفاده از علایم رمزی فیزیکی یا رادیویی، مرکز فرماندهی خودی را در جریان وقایع طرف متخاصم قرار می دهد. تخمین فاصلۀ دشمن از نیروهای خودی، تعداد نیروها و اسلحه و ادوات جنگی دش...

فرهنگ فارسی

دید بان یا دیده بانان عالم سیارات سبع کواکب هفتگانه . یا دیده بان فلک زحل که در فلک هفتم است . یا دیده بان کبود حصار ۱ - زحل . ۲ - هر یک از کواکب هفتگانه .

دانشنامه عمومی

دیده بان٬ می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:دیده بان، کسی است که وظیفه تهیه گزارشهای به هنگام وضعیت جوی و مخابره آن به مرکز هواشناسی را بر عهده دارد.دیده بان، کسی است که وظیفه پاییدن محیط اطراف و گزارش کردن آن به ناخدا دارددیده بان، فیلمی به کارگردانی و نویسندگی ابراهیم حاتمی کیا ساخته سال ۱۳۶۷دیده بان، روستایی از توابع شهرستان لارستاندیده بان، یکی از روستاهای شهرستان مرندwiki: دیده بان دیده ...

مترادف و متضاد

دیدبان، دیده‌ور، قراول، مراقب، نگهبان، یزک

scout (اسم)پیش اهنگ، دیده بان، طلایه دار، مامور اکتشافsentinel (اسم)نگهبان، دیده بان، کشیک، قراول، سرباز محافظfeeler (اسم)دیده بان، احساس کننده، سخن استمزاجیlook-out (اسم)مراقبت، دیدگاه، دید، دیده بان، چشم انداز، دور نما، نظریه، عمل پاییدن...

کلمات مرتبط

  • دیده بان گاه
  • دیده بان حقوق بشر
  • دیده بان حقوق حیوانات
  • دیده بان فضا
  • دیده بان فضا 4255
  • دیده بان لاتین
  • قلعه دیده بان
  • حیدر دیده بان
  • دار دیده بان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات