Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیده بان گاه

تلفظ بین المللی : /didˈeːbɑn ɡˈɑh/ تلفظ :‌ [did'e:bAn g'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیده بان
  • دیده بان حقوق بشر
  • دیده بان حقوق حیوانات
  • دیده بان فضا
  • دیده بان فضا 4255
  • دیده بان لاتین
  • قلعه دیده بان
  • حیدر دیده بان
  • دار دیده بان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیده بان گاه. [ دی دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) ( از: دیده + بان + گاه ) محل دیده بان. دیده :
بدان تا برد دیده بان گاه تخت
بر او دیدبانان بیدار بخت.
نظامی.

فرهنگ فارسی

محل دیده بان . دیده .

کلمات مرتبط

  • دیده بان
  • دیده بان حقوق بشر
  • دیده بان حقوق حیوانات
  • دیده بان فضا
  • دیده بان فضا 4255
  • دیده بان لاتین
  • قلعه دیده بان
  • حیدر دیده بان
  • دار دیده بان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات