معانی کلمه : شیرپنیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گیاهی خودرو با ساقۀ راست، برگ های نوک تیز، و گل های کوچک زرد، علف پنیر، علف شیر، غالیون.
۲. [قدیمی] نوعی پارچۀ نازک.
۲. [قدیمی] نوعی پارچۀ نازک.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
/shir panir/ گیاه پنیرک – از تیره ی پنیر کیان
