شیرگیر. ( نف مرکب ) آنکه شیر را بگیرد و شکارکند. آنکه با شیر درآویزد و بدو پیروز گردد. ( از یادداشت مؤلف ). || شجاع. سخت شجاع. سخت دلیر و شجاع. بسیار دلیر. ( یادداشت مؤلف ) : چه جویی نبرد یکی مرد پیرکه کاوس خواندی ورا شیرگیر.فردوسی.برفت از پسش رستم شیرگیرببارید بر لشکرش گرز و تیر.فردوسی.ز دارای دارای بن اردشیرسوی قیصر اسکندر شیرگیر.فردوسی.منم گفت گردافکن و شیرگیرکمند و کمان دارم و گرز و تیر.فردو...
فرهنگ عمید
۱. شیرگیرنده، کسی که شیر را شکار می کند. ۲. [مجاز] دلیر، پرزور.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - شیر گیرنده آنکه شیر را شکار کند و بگیرد . ۲ - دلیر پر زور پر قوت نیرومند . ۳ - مست .