کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : روغنگیر
تلفظ بین المللی :
/roq1ˈanɡir/
تلفظ :
[Roq1'angiR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
روغنگیری
روغنگر
روغنگری
روانگی
روشنگر
روشنگری
روغنکاری
روغنی
روغنینه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
روغنگیر. [ رَ / رُو غ َ ] ( نف مرکب ) عصار. دهان. افشرگر. ( یادداشت مؤلف ). روغن کش. و رجوع به روغن گر و روغن گیری شود.
کلمات مرتبط
روغنگیری
روغنگر
روغنگری
روانگی
روشنگر
روشنگری
روغنکاری
روغنی
روغنینه
نظرات