Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روغنگیری

تلفظ بین المللی : /rˌoq1anɡˈiri/ تلفظ :‌ [R,oq1ang'iRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روغنگری
  • روغنگیر
  • روشنگری
  • روغنکاری
  • روغنگر
  • پاسخ به پرسش روشنگری چیست
  • دیالکتیک روشنگری
  • عصر روشنگری
  • روگیری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روغنگیری. [ رَ / رُو غ َ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل روغن گیر. فشردن چیزی برای بیرون کردن عصاره و روغن آن. || گرفتن روغن به قدر لزوم برای ماشین و دوچرخه و چراغ و جز آن. ( از یادداشت مؤلف ). به قدر نیاز روغن در ماشین ریختن.
- روغنگیری کردن چرخ و غیره را ؛ برای روانی و سهولت گردش ، چرخها و میله ها و غیره را به روغن آلودن. آنرا به روغن اندودن.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل روغن گیر . فشردن چیزی برای بیرون کردن عصاره و روغن آن .

کلمات مرتبط

  • روغنگری
  • روغنگیر
  • روشنگری
  • روغنکاری
  • روغنگر
  • پاسخ به پرسش روشنگری چیست
  • دیالکتیک روشنگری
  • عصر روشنگری
  • روگیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات