روغنی .[ رَ / رُو غ ] (اِخ ) دهی از دهستان چاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. سکنه ٔ آن 589 تن . آب آن از قنات . محصول عمده ٔ آنجا غلات و لبنیات و چغندر و پنبه . راه آن اتومبیلرو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6)....
فرهنگ عمید
۱. روغن دار، چرب. ۲. نانی که در خمیر آن روغن زده باشند. ۳. روغنگر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به روغن : ماده روغنی . ۲ - نانی که خمیر آنرا با روغن سرشته باشند روغنینه . ۳ - آنکه روغن گیرد روغنگر عصار . از ملازمان اکبر شاه هند و متوفای سال ۹۸٠ ق و شاعری لا ابالی ولی دارای طبعی خوش بود .
دانشنامه عمومی
روغنی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:روغنی (شازند)روغنی (کنارک)wiki: بخش مرکزی شهرستان شازند در استان مرکزی ایران است.این روستا در دهستان کوهسار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳۰ نفر (۹۴خانوار) بوده است.wiki: استان سیستان و بلوچستان ایران است.این روستا در دهستان کهیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰ نفر (۵خانوار) ...