Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بدزخمه

تلفظ بین المللی : /bedazxˈameː/ تلفظ :‌ [bedazx'ame:]
لغت نامه دهخدا
  • سنوور بدتخمه
  • بد زخمه
  • بدزهره
  • بدمهر
  • بداخم
  • بدمهری
  • بزغمه
  • بزمه
  • برزمهر
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بدزخمه . [ ب َ زَ م َ / م ِ ] (ص مرکب ) بدمضراب . آنکه ساز بد زند :
زین سور بآیین تو بردند بخروار
زرّ و درم آن قوم که نرزند بدو تیز
از مطرب بدزخمه و شب بازی بدساز
سنگ و سرح (؟) وچپه زن و مسخره و حیز.

سوزنی (از یادداشت مؤلف ).



کلمات مرتبط

  • سنوور بدتخمه
  • بد زخمه
  • بدزهره
  • بدمهر
  • بداخم
  • بدمهری
  • بزغمه
  • بزمه
  • برزمهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات