کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بد-زخمه | کلماتور
معانی کلمه : بد زخمه
تلفظ بین المللی :
/bˈad zˈaxmeː/
تلفظ :
[b'ad z'axme:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بدزخمه
سنوور بدتخمه
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد اداره کردن
بد استعمال کردن
بد استقبال کردن
بد اصل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بدزخمه. [ ب َ زَ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) بدمضراب. آنکه ساز بد زند :
زین سور بآیین تو بردند بخروار
زرّ و درم آن قوم که نرزند بدو تیز
از مطرب بدزخمه و شب بازی بدساز
سنگ و سرح ( ؟ ) وچپه زن و مسخره و حیز.
سوزنی ( از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بد مضراب آنکه ساز بد زند .
کلمات مرتبط
بدزخمه
سنوور بدتخمه
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد اداره کردن
بد استعمال کردن
بد استقبال کردن
بد اصل
نظرات