کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بد-اداره-کردن | کلماتور
معنی کلمه : بد اداره کردن
تلفظ بین المللی :
/bˈad ˈedˌɑreː kˈardan/
تلفظ :
[b'ad 'ed,ARe: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد استعمال کردن
بد استقبال کردن
بد اصل
بد افریدن
بد انجام دادن
بد بازی کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
mishandle (فعل)بد بکار بردن، بد اداره کردنmaladminister (فعل)بد اداره کردن، بطور سوء اداره کردنmismanage (فعل)بد اداره کردن، بد گرداندن، بد درست کردنmisgovern (فعل)بد اداره کردن...
کلمات مرتبط
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد استعمال کردن
بد استقبال کردن
بد اصل
بد افریدن
بد انجام دادن
بد بازی کردن
نظرات