Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدمهر

تلفظ بین المللی : /bedˈamhar/ تلفظ :‌ [bed'amhaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بدمهری
  • دی بمهر
  • بامهر
  • بدگهر
  • بیمهر
  • بدزهره
  • بدمرد
  • بدمروت
  • بدگهری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بدمهر. [ ب َ م ِ ] ( ص مرکب ) نامهربان. بی محبت. || بداندیش و بدخواه. ( از ناظم الاطباء ). || ناسازگار. و رجوع به بدمهری و مهر شود.

فرهنگ عمید

۱. نامهربان.
۲. بداندیش، بدخواه.

فرهنگ معین

( ~. مِ ) (ص مر. )۱ - نامهربان . ۲ - بد - اندیش .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - نامهربان بی محبت . ۲ - بد اندیش بد خواه .

مترادف و متضاد

نامهربان، بیعاطفه، بیمحبت ≠ مهرورز، مهربان، عطوف


کلمات مرتبط

  • بدمهری
  • دی بمهر
  • بامهر
  • بدگهر
  • بیمهر
  • بدزهره
  • بدمرد
  • بدمروت
  • بدگهری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات