Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گسلاندن

تلفظ بین المللی : /ɡaslˈɑndan/ تلفظ :‌ [gasl'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • گسلاندنی
  • گلاندن
  • گسلانیدن
  • گسلاننده
  • گسلانیدنی
  • دژم گرداندن
  • رو گرداندن
  • روی گرداندن
  • سر گرداندن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

گسلاندن. [ گ ُ س ِ / س َدَ ] ( مص ) گسیختن. پاره کردن. گسلانیدن : عمودی فروهشت بر گستهم که تا بگسلاند میانش ز هم.فردوسی.دمادم فرستد سلیح و سپاه خورش بازپس نگسلاند ز راه.فردوسی.سپردم به تو این نبرده جوان ز مرگش دلم را به بر نگسلان.فردوسی.من نه مسلمانم و نه مرد جوانمردگرسرتان نگسلم ز دوش به کوپال.منوچهری.و راهنمایی ایشان کرده بود بچنگ زدن در چیزی که هرگز نگسلد. ( تاریخ بیهقی ).دیوانه اگر پند دهی خود...

فرهنگ عمید

۱. پاره کردن.
۲. بریدن.
۳. پاره کردن رشتۀ چیزی.

فرهنگ معین

(گُ سَ دَ ) (مص م . ) گسیختن ، پاره کردن .

کلمات مرتبط

  • گسلاندنی
  • گلاندن
  • گسلانیدن
  • گسلاننده
  • گسلانیدنی
  • دژم گرداندن
  • رو گرداندن
  • روی گرداندن
  • سر گرداندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات