Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رو گرداندن

تلفظ بین المللی : /rˈu ɡardˈɑndan/ تلفظ :‌ [R'u gaRd'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رو گردانیدن
  • روگرداندن
  • رو
  • رو افتادن
  • رو امدن
  • رو انداختن
  • رو اوردن
  • رو باختن
  • رو باز کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روگرداندن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) رو گردانیدن. روگردان شدن. ترک کردن چیزی را. ( از یادداشت بخط مؤلف ). روی برتافتن. برگشتن : گر من از سنگ ملامت رو بگردانم زنم جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را.سعدی.گرتو از من عنان بگردانی من به شمشیر رو نگرادنم.سعدی.دوستان هرگز نگردانند رو از جور دوست من معاذاﷲ قیاس دوست با دشمن کنم.سعدی.و رجوع به رو گردانیدن و روی گردان شود....

فرهنگ فارسی

عمل روی گرداندن اعراض .
رو گردانیدن . رو گردان شدن ترک کردن چیزی را .

کلمات مرتبط

  • رو گردانیدن
  • روگرداندن
  • رو
  • رو افتادن
  • رو امدن
  • رو انداختن
  • رو اوردن
  • رو باختن
  • رو باز کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات