Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رو امدن

تلفظ بین المللی : /rˈu ˈaːmdan/ تلفظ :‌ [R'u 'a:mdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رو آمدن
  • رواماند
  • رواندن
  • سرخ روادن
  • رو
  • رو افتادن
  • رو انداختن
  • رو اوردن
  • رو باختن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( رو آمدن ) رو آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه ، ترقی کردن پس از آنکه در مقامی پست بوده است. ترفیع رتبه پیدا کردن پس از آنکه در درجه نازل بود. عقب مانده در شؤن دولتی و غیره ترقی کردن. پس از زیردستی و پستی ترقی پیدا کردن. رجوع به رو شود.

فرهنگ فارسی

( رو آمدن ) در تداول عامه ترقی کردن پس از آنکه در مقامی پست بوده است ترفیع رتبه پیدا کردن پس از آنکه در درجه نازل بود

کلمات مرتبط

  • رو آمدن
  • رواماند
  • رواندن
  • سرخ روادن
  • رو
  • رو افتادن
  • رو انداختن
  • رو اوردن
  • رو باختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات