معانی کلمه : گستاخ وار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
گستاخ مانند، گستاخ گونه.
فرهنگ فارسی
۱ - گستاخ گونه جسور مانند . ۲ - گستاخانه جسورانه : بر در سوخی بنه شرم و خرد وانگهی گستاخ وار اندر خرام . ( ناصر خسرو )
مترادف و متضاد
brassily (قید)
باپررویی، بی شرمانه، گستاخ وار، شبیه فلز برنج
