Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گستاخ وار

تلفظ بین المللی : /ɡˈostɑx vˈɑr/ تلفظ :‌ [g'ostAx v'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • گستاخ واری
  • بستاخ وار
  • گسترش وابسته
  • گستاخ
  • گستاخ امدن
  • گستاخ بهر
  • گستاخ بودن
  • گستاخ بینی
  • گستاخ درامدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گستاخ وار. [ گ ُ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) گستاخ مانند. دلیرآسا. جسورگونه : بدین دل گرفته ست گستاخ واربه زرّ و به سیم اندرون خانمان.فرخی.بر در شوخی بنه شرم و خردوآنگهی گستاخ وار اندر خرام.ناصرخسرو.چو شب درآمد گستاخ وار درشدند و بار خواستند. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ). دماغ ما ز خرد نیستی اگر خالی نرانده ایمی گستاخ وارخر به خلاب.سوزنی.باشم گستاخ وار با تو که لاشی کندصد گنه این سری یک نظر آن سری.عما...

فرهنگ عمید

گستاخ مانند، گستاخ گونه.

فرهنگ فارسی

۱ - گستاخ گونه جسور مانند . ۲ - گستاخانه جسورانه : بر در سوخی بنه شرم و خرد وانگهی گستاخ وار اندر خرام . ( ناصر خسرو )

مترادف و متضاد

brassily (قید)
باپررویی، بی شرمانه، گستاخ وار، شبیه فلز برنج

کلمات مرتبط

  • گستاخ واری
  • بستاخ وار
  • گسترش وابسته
  • گستاخ
  • گستاخ امدن
  • گستاخ بهر
  • گستاخ بودن
  • گستاخ بینی
  • گستاخ درامدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات