کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گستاخ-درامدن | کلماتور
معانی کلمه : گستاخ درامدن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈostɑx dˌarɑmˈadan/
تلفظ :
[g'ostAx d,aRAm'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گستاخ درآمدن
گستاخ
گستاخ امدن
گستاخ بهر
گستاخ بودن
گستاخ بینی
گستاخ دست
گستاخ رو
گستاخ رو ی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( گستاخ درآمدن )
گستاخ درآمدن. [ گ ُ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) دلیر و بی پروا وارد شدن :
هر روز مرا عشق نگاری بدرآید
در باز کند ناگه و گستاخ درآید.
فرخی.
گستاخ سخن گفتم و پرسیدم و انصاف
با من بسخن گفتن گستاخ درآمد.
سوزنی.
فرهنگ فارسی
( گستاخ در آمدن )
دلیر و بی پروا وارد شدن
کلمات مرتبط
گستاخ درآمدن
گستاخ
گستاخ امدن
گستاخ بهر
گستاخ بودن
گستاخ بینی
گستاخ دست
گستاخ رو
گستاخ رو ی
نظرات