کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گستاخ-رو | کلماتور
معانی کلمه : گستاخ رو
تلفظ بین المللی :
/ɡˈostɑx rˈu/
تلفظ :
[g'ostAx R'u]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گستاخ رو ی
گستاخ رویی
گستاخ روی
رود گتار
روش هوکل گسترش یافته
گسترش بی رویه شهر
گستاخ
گستاخ امدن
گستاخ بهر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
گستاخ رو.
[ گ ُ رَ
/
رُو ] (نف مرکب ) بیباک رو. آنکه در رفتار ملاحظه از چیزی نکند
:
گستاخ روان آن گذرگاه
کردند درون آن حرم راه .
نظامی .
گستاخ رو. [ گ ُ ] (ص مرکب ) بیشرم . وقیح . پررو.در مجموعه ٔ مترادفات آمده : «بی حیائی و بی شرمی » و این معنی صحیح نیست و ...
فرهنگ عمید
بیپروا؛ بیشرم.
۱. روندۀ گستاخ و بیپروا.
۲. آنکه طریق گستاخی پیشگیرد.
۱. روندۀ گستاخ و بی پروا.
۲. آن که طریق گستاخی پیش گیرد.
بی پروا، بی شرم.
فرهنگ فارسی
آنکه در رفتار از چیزی ملاحظه نکند روند. بی باک : گستاخ روان آن گذرگاه کردند درون آن حرم راه . ( نظامی )
کلمات مرتبط
گستاخ رو ی
گستاخ رویی
گستاخ روی
رود گتار
روش هوکل گسترش یافته
گسترش بی رویه شهر
گستاخ
گستاخ امدن
گستاخ بهر
نظرات