Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بستاخ وار

تلفظ بین المللی : /besatˈɑx vˈɑr/ تلفظ :‌ [besat'Ax v'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • باستان مرغ واران
  • واربورگ البرتا
  • وابسته به باستان شناسی
  • بستاخ
  • زرجه بستان
  • شاه بستان
  • طاق بستان
  • طول بستار
  • گل بستان افروز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بستاخ وار. [ ب ُ ] ( ق مرکب ) گستاخ وار. گستاخانه. دلیرانه. جسورانه : اگر تکلیف از میان برخیزد بستاخ وار یکدیگر را بتوانند دید. ( کیمیای سعادت ). و رجوع به گستاخ وار شود.

فرهنگ فارسی

گستاخ وار گستاخانه دلیرانه جسورانه اگر تکلیف از میان برخیزد بستاخ وار یکدیگر را بتوانند دید .

کلمات مرتبط

  • باستان مرغ واران
  • واربورگ البرتا
  • وابسته به باستان شناسی
  • بستاخ
  • زرجه بستان
  • شاه بستان
  • طاق بستان
  • طول بستار
  • گل بستان افروز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات