Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گردافکن

تلفظ بین المللی : /ɡardˈɑfakˌan/ تلفظ :‌ [gaRd'Afak,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دژم گرداندن
  • راست گردان
  • افتاب گردان
  • رستوران گردان
  • رطوبت سنج گردان
  • رو گرداندن
  • روز گردان
  • روی گردان
  • روی گرداندن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گردافکن. [ گ ُ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) پهلوان زمین زننده. پهلوان. دلیر. شجاع مردافکن. گرداوژن : منم گفت گردافکن و شیرگیرکمند و کمان دارم و گرز و تیر.فردوسی.برآشفت گردافکن تاج بخش ز دنبال هومان برانگیخت رخش.فردوسی.عنان پیچ و گردافکن و گرزدارچو من کس نبیند به گیتی سوار.فردوسی.خسرو شیردل پیلتن دریادست شاه گردافکن لشکرشکن دشمن مال.فرخی.به پنجم پسر باز گردافکنی بود اژدهاکش هژبرافکنی.اسدی.چو جام گیرد بدره ...

فرهنگ عمید

۱. کسی که پهلوانان را بر زمین بزند.
۲. [مجاز] شجاع، دلیر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پهلوانان را بر زمین زند و مغلوب کند پهلوان دلیر شجاع : عنان پیچ و گرد افکن و گرز دار چومن کس نبیند بگیتی سوار .

کلمات مرتبط

  • دژم گرداندن
  • راست گردان
  • افتاب گردان
  • رستوران گردان
  • رطوبت سنج گردان
  • رو گرداندن
  • روز گردان
  • روی گردان
  • روی گرداندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات