Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روی گردان

تلفظ بین المللی : /rˌujeɡˈardɑn/ تلفظ :‌ [R,ujeg'aRdAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • روی گرداندن
  • روی گردانی
  • روی گرداندن از
  • روی گردانیدن
  • روز گردان
  • طیف گران روی کشسانی
  • عدد گران رَوی
  • عدد گران رَوی حدی
  • عدد گران رَوی لگاریتمی
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روی گردان. [ گ َ ] ( نف مرکب ) کسی که از کاری اعراض کند و از آن روی تابد. ( ناظم الاطباء ). مُعرِض. ( یادداشت مؤلف ). متماری. ( منتهی الارب ). اعراض کننده و بی دماغ. ( آنندراج ).- روی گردان گشتن ؛ روگردان شدن : در دماغ عشق ار دل روی گردان گشته است این صفت برگشته را برگشته مژگانی کجاست ؟صائب ( از آنندراج ).رجوع به ترکیب روی برگرداندن شود. || نافرمان. سرکش. مخالف. یاغی. ( فرهنگ فارسی معین ). || در ...

فرهنگ معین

(گَ ) (ص فا. ) ۱ - دوری کننده . ۲ - سرکش .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - اعراض کننده . ۲ - نافرمان سرکش مخالف یاغی .
کسی که از کاری اعراض کند و از آن روی تابد .

کلمات مرتبط

  • روی گرداندن
  • روی گردانی
  • روی گرداندن از
  • روی گردانیدن
  • روز گردان
  • طیف گران روی کشسانی
  • عدد گران رَوی
  • عدد گران رَوی حدی
  • عدد گران رَوی لگاریتمی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات